پنج روزه که در حال تغیر مسیر از اعتیاد به مجازی و زندگی بی هدف و تکراری به سمت یک سری کارهای معمول که به شدت ازشون غافل شده بودم هستم ...همه ی زندگی روزانه من خلاصه شده بود در اینکه صبح بیام اداره ، عصر برم خونه و کارهای معمول خونه رو انجام بدم و تمام وقتم رو هم تو مجازی و بازی انلاین و غیره باشم...ولی الان برای خودم یه برنامه نوشتم...برنامه م خیلی ساده ست...ولی برای من همشون مهمن...مثلا اول اینکه مامان میکرویی...ما را در سایت مامان میکرویی دنبال میکنید
برچسب: تغییرات, نویسنده: بازدید: 95 تاريخ: دوشنبه 13 شهريور 1396 ساعت: 14:03
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
مامان میکرویی...ما را در سایت مامان میکرویی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 86 تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 3:29
ما را در سایت مامان میکرویی دنبال میکنید
برچسب: خواب, نویسنده: بازدید: 104 تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 3:29
من یکی از اینا میخوام....وای خوش به حال مامانش که یه همچین جیگری تو خونه داره...دل منو که برده ناجور...نگاش کن توروخدا...چه قیافه ای گرفته...دلم میخواد بدنش دست ،من تا میتونم اون لبای کوچولو و لپای تپلش رو گاز بگیرم و بچلونمش... مامان میکرویی...ما را در سایت مامان میکرویی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 98 تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 3:29
ما را در سایت مامان میکرویی دنبال میکنید
برچسب: فرزندخوانده, نویسنده: بازدید: 79 تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 3:29
دیشب نزدیکای صبح خواب میدیدم که دارم میرم شهر خودمون برای ویزیت.اونم پیش دکتر یونسی...دکتری که مطبش تو کارگر و سعادت اباد هست و پیش اون ای یو ای شدم...رفتم با کلی مکافات ازش نوبت گرفتم.ولی اون اومده بود خونه پدرم منو ویزیت میکرد...دفترچه مو گرفت و منم شروع کردم از خودم گفتم...گفتم جنین فریز دارم میخوام انتقال بدم..داروهامو نوشت...گفتم هپارینم باید بزنما...نوشت...گفتم سرم هم قراره داشته باشم...گ مامان میکرویی...ما را در سایت مامان میکرویی دنبال میکنید
برچسب: خواب, نویسنده: بازدید: 84 تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 3:29
شنبه موعدم بود شب لک دیدم...گفتم خب خداروشکر به موقع شدم...نیمه شب ساعت سه بیدار شدم دیدم درد بدی دارم...بلند شدم رفتم دستشویی تا نشستم یه درد بد توی واژن و رحم و مقعدم پیچید..هر لحظه هم درد شدید و شدیدتر میشد...ذره ای هم خون نمی اومد...حس میکردم رحمم پره و الانه که بترکه..هر چی زور میزدم چیزی دفع نمیشد....دردم انقد شدید شد که نتونستم بشینم رفتم روی توالت فرنگی نشستم و چنگ میزدم به شیر اب...دی مامان میکرویی...ما را در سایت مامان میکرویی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 88 تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 3:29